سفارش تبلیغ
صبا ویژن
دوستی که به یقین او را صالح دانسته ای، مبادا که بدگمانی، [نظر] تو را نسبت به او تباه سازد . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :60
بازدید دیروز :71
کل بازدید :109466
تعداد کل یاداشته ها : 336
99/5/16
9:21 ع
پسر:
مامان.من با این دخترِ عروسی نمی کنم !

مادر:
چرا پسرم؟ مگه این دختر چه عیبی داره؟
...

پسر:
اون به جهنم اعتقاد نداره مامان!

مادر:
تو با اون ازدواج کن، من خودم کاری می کنم که جهنم رو از نزدیک ببینه...!

92/1/26::: 12:24 ص
نظر()
  
  

داداشم رفته بود حموم
پسر عمومم خونمون بود
یهو داداشم تو حموم زد زیر خنده هی میخندید
پسر عموم گفت :چرا این میخنده؟
گفتم هیچی نیست داره سنگ پا میکشه :)))


  
  
یک واقعیت :

وقتی بچه ای به دنیا میاد


همه جمع می شن میگن:


چه مامانیه چه خندههاش مامانیه لباشو چه مامانیه و . . .


اما از بابایی خبری نیست


کی یاد بابا میفتن !؟


وقتی پوشک بچه رو باز می کنن


میگن: ای بابا چقدر ریده !:D:))

  
  
قدیما "عشق اتوبوسی"بود
تو نیگا میکردی،اون نیگا میکرد
تو نیگا میکردی اون نیگا میکرد
تو نیگا میکردی، لامصــــب اون پیاده میشد
تو هـــم عین خنگا میموندی تو کف.............. :|

 


  
  
   1   2      >
پیامهای عمومی ارسال شده
+ آنقدر رشیدی که تنت افتاده اطراف تنت پیرهنت افتاده یک ظرف عسل داشت لبت فکر کنم با سنگ زبس که زدنت افتاده از بس به سر و صورت تو سنگ زدند خدشه به عقیق یمنت افتاده سر در بدنت بود که پامال شدی پس دست تو نیست گردنت افتاده برگرد حسین زود حسین برگردانش در خیمه عروس حسنت افتاده